خاطره کنج قفس تازه کن
چهارشنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۶، ۰۳:۲۵ ق.ظ

آمدی و بوی قفس می دهی / زخم تنت را به که پس می دهی
آمده ای حنجره ات مال ما / زخم تنت نوبر آمال ما
آمدنت آمدنی بوده است / رنگ نگاهت چمنی بوده است
راست بگو با که کجا بوده ای / گرم ملاقات خدا بوده ای
آمدی و حرف قفس می زنی / تند زدی بال و نفس می زنی
خاطره کنج قفس تازه کن / صبر کن، آهسته، نفس تازه کن
خاک پر از عطر بهاری شده / چشم و دلم آینه کاری شده
سردی من، در قدمت گرم باد / من سرو پا گوش، دمت گرم باد
«علیرضا دهرویه»
- ۹۶/۰۵/۲۵