ای کاش شور جنگ در ما کم نمی شد

ای کاش در دل ذره ای شور و نوا بود / احوال ما با حالت نی ها، هم صدا بود
ای کاش شور جنگ در ما کم نمی شد / این نامرادی شیوه مردم نمی شد
ای کاش رنگ شهر بازی ام نمی داد / در جبهه یا زهرا مرا بر باد می داد
امشب دل از یاد شهیدان تنگ دارم / حال و هوای لحظه های جنگ دارم
فرسنگها دورم ز وادی محبت / با یک دل خسته زنیش سنگ تهمت
مسموم شد ساقی و پیمانه شکسته / از بخت بد، درب شهادت گشته بسته
من ماندم و متن وصیت نامه پیر جماران / من ماندم و شرمندگی از روی یاران
من ماندم و شیطان و نفس و جنگهایش / من ماندم و شهر و گناه و رنگهایش
از زرق و برق شهر خود نیرنگ خوردم / آن معنویتهای جنگ از یاد بردم
خود را به انواع گنه آلوده کردم / در راه ناحق کوششی بیهوده کردم
از دفتر دل نام الله پاک کردم / دل را به زیر کوه عصیان خاک کردم
اکنون پشیمان آمدم با این / یا رب نظر کن جرم و عصیانم ببخشا
«شهید سید مجتبی علمدار»
- ۹۶/۰۵/۲۹