ای کاش می شد ببوسم هر ذره از پیکرت را
سه شنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۰۳:۲۵ ق.ظ

ای کاش می شد ببوسم، هر ذره از پیکرت را / یا بار دیگر ببینم، آن خندهی آخرت را
ای کاش در فرصت درد، می ریخت برگ نگاهم / تا دل در آتش ببیند، آن صورت پرپرت را
ای کاش خورشید اشکت در یک غروب دل انگیز / تصویر میکرد یک بار چشمان آبی ترت را
یا یک پرستوی عاشق، از مرز سرخ شلمچه / بر بال می بست روزی، آیینهی سنگرت را
افسوس در مرز دریا، آتش گرفتی و اکنون / آوردهاند از برایم، یک مشت خاکسرت را
به یک غزل اشک امشب، در انتظارت نشستم / شاید به من هدیه دادی، یک برگ از دفترت را
«صغری سلمانی نژاد»
برای مطالعه «اشعار شهادت» لطفاً اینجا را کلیک کنید.
- ۹۶/۰۵/۳۱