خون ریزی بسیار شدیدی کرده بود

خاطرات پزشکان در دوران دفاع مقدس
آن موقع ما در بیمارستان الزهرا اقامت داشتیم. در یکی از حملات، یکی از سربازان که در اثر اصابت ترکش خمپاره به شکمش به بیمارستان اعزام شده بود، خون ریزی بسیار شدیدی کرده بود. ترکش به پهلویش خورده بود و بعد از عبور از کیسه صفرا، کلدوک و پورتاهپاتیس (ورید باب) را هم قطع کرده بود.
خون ریزی خیلی زیاد بود و من به اتفاق یک دستیار او را عمل می کردم. کلاپی گذاشتم روی وریده، وریدها خون ریزیشان بند آمده بود و سپس شروع کردم و به ترمیم تک تک اعضاء قطع شده که متوجه خون ریزی بسیار زیاد بیمار شدم. ادامه عمل، تحت چنین شرایطی خطرناک و مرگ آور است.
دقیقاً یادم هست که جمعاً 56 واحد خون و سرم به او دادیم که 36 واحدش خون بود. مریض از همه جایش خون ریزی کرده بود، چون انسداد انعقادی می داد.
در مسیر (این را همکارانمان به خوبی می دانند) ترانفوزیسیون می شود. چون ما در بیمارستان ام اف پی نداشتیم و من به خون تازه که در آن مواد انعقادی وجود داشته باشد نیاز داشتم تا بتوانم عملم را انجام بدهم، فداکاری سربازها برایم جالب بود که همگی برای خون دادن توی صف ایستاده بودند و من واقعاً اشک می ریختم و کار می کردم.
چون خون این ها واقعاً لازم بود و علی رغم این که خودشان به این خون ها برای ادامه نبرد احتیاج داشتند، ولی می آمدند و خون می دادند و من آخرین بخیه ها را می زدم، با ادامه عمل، خون ریزی قطع شد و او خوشبختانه خوب شد و چندی بعد مرخص شد.
«کتاب همپای مردان خطر»
برای مطالعه «خاطرات پزشکان» لطفاً اینجا را کلیک کنید.
- ۹۶/۰۵/۲۸