شهدای بوشهر

Memories of Bushir Martyrs

شهدای بوشهر

Memories of Bushir Martyrs

شهدای بوشهر

سردار جنگهای نامنظم شهید علیرضا ماهینی

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات

۱۴۹ مطلب در مرداد ۱۳۹۶ ثبت شده است

۱۱
مرداد


شهید عبدالکریم افتخارکار


عبدالکریم در تاریخ 30 شهریور ماه سال 1351 در شهر برازجان از توابع استان بوشهر، در خانواده ای مستضعف و مذهبی چشم به جهان گشود. نام او را به پیروی از اسم پدر بزرگش که مردی متقی و پرهیزکار بود، کریم نهادند.  

‏‏دوران ابتدایی خود را همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی در دبستان ‏ابن سینای برازجان آغاز نمود و تا کلاس چهارم در آن دبستان به تحصیل پرداخت. او سپس به دلیل انتقال پدرش، به بوشهر عزیمت نمود.

‏کریم 9 ‏ساله بود که با بسیج آشنا شد و در پایگاه مقاومت صاحب الزمان (عج) مسجد توحید ثبت نام و شروع به فعالیت نمود. ‏‏با توجه به سن کمش برای رفتن به جبهه با استفاده از فتوکپی شناسنامه ی برادر بزرگش ‏جهت آموزش نظامی، در سال 1363 ‏به پادگان شهید دستغیب کازرون اعزام ‏گردید.

شهید افتخارکار تا قبل از شهادت جمعاً هفت بار به جبهه اعزام شد و ‏درعملیات های والفجر 8، کربلای 3 ‏، 4 ‏و 5 ‏شرکت نموده و شجاعت و رشادت های فراوانی از خود نشان داد. پس از شرکت در عملیات کربلای 4 به همراه دیگر همسنگرانش برای مرخصی به بوشهر مراجعت نمود اما پس از چند روز به محض شنیدن آغاز عملیات کربلای 5 با عجله و با اشتیاق از خانواده خداحافظی نموده و راهی دیار عشق گردید.  

او خود را به خط مقدم جبهه رساند و در سه مرحله عملیات شرکت نمود و سرانجام در یک عملیات سنگین پس از آنکه دلیرانه و شجاعانه جنگید، قهرمانانه در سن 14 ‏سالگی و در بهمن ماه سال 1365 به شهادت رسید.

پیکر مطهرش نیز به مدت پنج ماه نیم در زیر آتش شدید دشمن و بر خاک کربلای ایران ماند تا اینکه بالاخره با تلاش برادران همسنگرش در خرداد ماه سال 1366 ‏در بیابانهای شلمچه پیدا شد و جهت دفن به بوشهر منتقل گردید و 31 خرداد ماه سال 1366 طی مراسم با شکوهی در گلزار شهدای بهشت صادق بوشهر به خاک سپرده شد. روحش شاد



  • آزاده بوشهری
۱۱
مرداد


خاطرات پزشکان دفاع مقدس:

ساعت حدود چهار بعد از ظهر بود که یک انترن از اورژانس خط مراجعه کرد. به دنبال بمباران، مجروح شده و شانه اش آسیب دیده بود. داشتم برایش بانداژ ولپو می کردم که صدای انفجار وحشتناکی برخاست و بعد گرد و خاک شدید، صدای تکبیر و فریاد بچه ها بلند شد.

بیمارستان قدیمی به علت اصابت راکت ویران شده و سقف اتاق استراحت ما پایین آمده و بچه ها زیر آوار مانده بودند. دو نفر از بچه های بیمارستان دکتر شریعتی هم بین آنها بودند.

وقتی شهید غلامعلی را از زیر آوار خارج کردیم کاملاً کبود بود. لوله گذاری شد. قلب وی برگشت ولی دچار مرگ مغزی شد. او را به ارومیه منتقل کردند. چند نفر از بچه های اصفهان شهید شدند و یک رزیدنت سال اول بیهوشی اصفهان به نام دکتر برخوری از اتاق زنده بیرون آمد. او که کنار شوفاژ خوابیده بود سر و گردنش توسط شوفاژ محفوظ مانده بود.

بچه های بیمارستان دکتر شریعتی بعد از یک روز کار در اتاق عمل برای چند لحظه استراحت به اطاق بالا رفته بودند تا فرمان حق را بپذیرند. فرمان بازگشت: «یا ایها انفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی».

«کتاب پرندگان مهاجر»
  • آزاده بوشهری
۱۱
مرداد


خوشا به حال غریبی که آشنای رضاست‏ / سرش هماره به خاک در سرای رضاست‏

هزار آینه از نور کبریا دارد / دلی که در هوس روی دلگشای رضاست‏

ز بعد یاد خدا و رضای حضرت دوست‏ / تمام باور و اندیشه‏ اش، رضای رضاست‏

به گرد خانه طوافی ز جان و دل دارد / کبوتر دل من تا که در هوای رضاست‏

زلال نام رضا جاری دعای من است‏ / نماز روز و شبانم به اقتدای رضاست‏

بدان که بی ‏مددش، بنده را پناهی نیست‏ / پناه بنده ‏ی عاشق به التجای رضاست‏

نیرزد آن که دل و جان به پایش اندازم‏ / نه هر متاع، سزاوار خاک پای رضاست‏

اگر نصیب ز دور زمان، مرا شادیست‏ / کمال مرحمت و بخشش و عطای رضاست‏

برای خاطر سبزش ترانه می خوانم‏ / صفای خاطرم از عطر جانفزای رضاست‏

گره به بال من افتاده و دل ‏زارم‏ / در انتظار نگاه گره ‏گشای رضاست‏

غریب نیستی ای دل که نسترن می ‏گفت / خوشا به حال غریبی که آشنای رضاست‏

«نسترن قدرتی»


  • آزاده بوشهری
۱۱
مرداد


«روبرت سلمان رایکو» فرزند یک تاجر است، تجارت را رها کرده و حالا در قم به پژوهش و ترجمه متون دینی می‌پردازد. روبرت سلمان می‌گوید: نخستین باری که امام رضا (علیه السلام) را زیارت کردم ۲۰ سال پیش بود.

تازه مسلمان ایتالیایی با بیان اینکه نخستین زیارت برای من بزرگترین آرزوی زندگی‌ام بود، می‌افزاید: پیش از مهاجرت به ایران در کشورم یک مشکلی برایم پیش آمده بود و روی دلم سنگینی می‌کرد. هیچ راهی برای رفع آن نداشتم. همان جا تصمیم گرفتم امام رضا (علیه السلام) را زیارت کنم. آن تصمیم و نذر زیارت سبب شد بار روانی آن مشکل از بین برود.

«روبرت سلمان رایکو» که در دوره تحقیق درباره اسلام و تشیع به حقانیت اهل بیت (علیهم ‌السلام) پی برده بود، می‌گوید: قبل از زیارت امام هشتم (علیه السلام) با مطالعه به شناخت درباره امام رسیده بودم. وی درادامه اظهار می‌دارد: من معتقدم هر فردی در هر جای دنیا باشد وقتی دلش نزد امام رضا (علیه‌السلام) و روحش در حرم باشد، بی‌گمان به آرامش می‌رسد.

این تازه مسلمان ایتالیایی درباره حس و حال اولین زیارتش می‌گوید: وقتی وارد حرم شدم، تنها چیزی که دیدم عشق بود. زیارت اولم برابر بود با تجربه همه احساس‌های خوب دنیا در یک لحظه؛ عشق امام در دلم می‌جوشید و از طرفی ابهت مقام امامت همه وجودم را گرفته بود. احساس احترام، صمیمیت، خوف و رجاء در وجودم جاری شده بود.

روبرت سلمان سعی می‌کند هر ساله به زیارت امام رضا (علیه السلام) بیاید، او درباره زیارتهای بیست ساله گذشته‌اش می‌گوید: هر چند هیچ زیارتی مانند نخستین دیدار نمی‌شود، اما هر مرتبه به زیارت می‌آیم هنوز همان حس آرامش را دارم. برای رسیدن به حال و مقام معنوی باید تلاش کرد و این کار هم مبارزه با نفس می‌خواهد.

این پژوهشگر و مترجم متون دینی ادامه می‌دهد: سالهاست به ترجمه متون دینی می‌پردازم و امیدوارم این دهه کرامت به کارم برکتی بدهد تا بتوانم متون امام رضا (علیه‌السلام) را ترجمه کنم.

«رهیافتگان»
  • آزاده بوشهری
۱۰
مرداد


شهید علیرضا زنده پی

  • آزاده بوشهری
۱۰
مرداد


خاطره ای از شهید عبدالحسین اردشیری:

در اوایل انقلاب عبدالحسین کتابهای امام و اطلاعیه های ایشان را می آوردند و بین مدرسه ها پخش می کردند و از من می خواستند که نان بپزم تا وقتی بچه ها نیمه های شب از فعالیت بر می گردند به آنها غذا بدهم. آنها جلسه قرآن و ادعیه داشتند.

وقتی در جبهه ی شوش بود من چند بار بهش زنگ زدم ولی او از من درخواستی نموده و گفت: «به من زنگ نزن چون بچه ها همه نشسته اند و منتظرند که به آنها زنگ بزنند و وقتی شما زنگ می زنی من خجالت می کشم». من هم گفتم: «باشه دیگه زنگ نمی زنم».

وسایلی که از شورا می گرفتند مثل پنکه و غیره را با شهیدانی همچون رضا فرخ نیا بین مستمندان تقسیم می کردند و نمی گذاشتند که حتی یکی از این وسایل به خانه ی خودمان بیاید. ایشان وقتی که از بهداری حقوق می گرفتند اکثر حقوقشان را که چهار هزار تومان بود بین فقرا تقسیم می کردند.

عبدالحسین همچنین کتابهای مذهبی به جوانان همسایه و هم محله ای می داد و آنها را به راه راست هدایت می کرد. قبل از اینکه شهید شود به دلم افتاده بود که این دفعه که به جبهه می رود دیگه بر نمی گردد و همین طور هم شد.

راوی: «مادر شهید عبدالحسین اردشیری»
  • آزاده بوشهری
۱۰
مرداد


خاطرات دفاع مقدس:

خنده ی شیرینی بر لب داشت. از مهندس های جهاد بود. گفت: «زنگ زدند گفتند بابا شدم اگه می شه می خوام برم مرخصی». لبخند زدم و گفتم: «مبارکه، باشه. تا کارت رو تموم کنی من هم برگه ی مرخصی رو می نویسم».

هنوز نیم ساعت نشده برگشت، خونی و بی حرکت. خمپاره خورده بود کنارش. کارش برای همیشه تمام شده بود، او شهید شد. همان گونه که سالها آرزویش را داشت و دیگر به مرخصی احتیاجی نداشت.

«کتاب روزگاری جنگی بود»
  • آزاده بوشهری
۱۰
مرداد


هر لحظه ندا می دهد از عرش منادی / آمد مه ذیقعده جهان غرق صفا شد

از رحمت حق خلق جهانی متنعم / از برکت میلاد ولی نعمت ما شد

بر ملت مستضعف اسلام بگویید / میلاد همایون معین الضعفا شد

از دامن نجمه به جهان سر زده ماهی / ماهی که مه از شرم رخش غرق حیا شد

آدم به جنان بهر رضا جشن گرفته / زهرا و نبی شاد و علی کام روا شد

از شوق و صال گل گلزار پیغمبر / چون غنچه ی نشکفته دل فاطمه و اشد

تا نوح نبی شد به ولایش متوسل / آسوده دل از وحشت طوفان بلا شد

آمد به جهان آنکه به اعجاز نگاهش / نقش دو اسد زنده به تایید قضا شد

«شاعر ناشناس»


  • آزاده بوشهری
۱۰
مرداد


«گراسیوس» جوان ۳۴ ساله اهل فیلادلفیا درباره تغییر مذهب خود اظهار داشت: من در یک خانواده مذهبی و معتقد مسیحی بزرگ شدم و همیشه سئوالاتی داشتم که پاسخ آن‌ها را نمی‌یافتم. وی ادامه داد: بسیاری از دانش آموزان مدارس من را مهاجران مسلمان تشکیل می‌دهند که ارتباط با آنها موجب شد تا دریچه ای به سوی حقایق برایم گشوده شود.

این تازه مسلمان با بیان اینکه نوع زندگی و رفتار این کودکان درس بزرگی را به من داد، افزود: این رابطه دوستانه ثمرات زیادی برای من داشت و موجب آشنایی با دین اسلام و به ویژه مذهب تشیع شد. با توجه به اینکه اغلب این دانش ‌آموزان غیر قانونی به کشور یونان مهاجرت کرده‌اند، در شرایط سختی زندگی می‌کنند و دست از تلاش برای آموختن و آگاهی بر نمی‌دارند.

این جوان یونانی تاکید کرد: این تلاش از باور عمیق درونی آنها و ایمان و توکلی که به خداوند دارند ریشه می‌گیرد، همان کسی که هر روز برای صحبت با او به نماز می‌ایستند و روزهای گرم و طولانی تابستان را روزه می‌گیرند.

وی با بیان اینکه مسیحیان روز و مکان مشخصی برای صحبت با خدا و دعا و نیایش دارند، افزود: اما مسلمانان برای عبادت زمان و مکان مشخصی همانند مسیحیان که فقط در کلیسا عبادت می‌کنند ندارند و می‌توانند هر لحظه با خدای خویش راز و نیاز کنند و این بزرگترین حسن دین اسلام است.

این معلم یونانی تصریح کرد: اعتقاد من این است که اسلام دین صلح آمیزی است و تلاش می‌کند تا با همه رابطه خوبی داشته باشد.

وی با ابراز خشنودی از اینکه دولت یونان قول احداث مسجد در یونان را داده است، گفت: علیرغم مخالفت‌های کلیسای ارتدکس یونان، امیدوارم روزی درهای مسجد به روی مسلمانان یونان نیز گشوده شود.

«رهیافتگان»


  • آزاده بوشهری
۰۹
مرداد


عملیات نصر 6 در تاریخ دهم مرداد 1366 با رمز مبارک یا اباعبداللَّه الحسین (علیه السلام)، به منظور پاسخگویی به شرارت‏های آمریکا در خلیج فارس و همسویی با آمادگی مدافعان خلیج فارس و با هدف انهدام نیروهای دشمن و بیرون راندن بقایای آنها از منطقه عملیاتی میمک، توسط رزمندگان نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران اجرا شد.

نیروی زمینی، در مرحله پایانی پاکسازی غرب کشور از وجود نیروهای بعثی، با عبور از میدان‏های مین، تله‏های انفجاری و...، ارتفاعات بسیار حساس میمک را مورد تهاجم خود قرار داده و آن ارتفاعات را به تصرف خود درآوردند. در این عملیات 2 فروند هواپیما، 17 دستگاه تانک و نفربر، 6 فروند هلی‏کوپتر و صدها دستگاه خودرو دشمن منهدم و 2500 نفر کشته و 120 نفر از قوای بعث به اسارت گرفته شدند. در این میان موقعیت رزمندگان اسلام، پس از دفع پاتک‏های دشمن که چند روز به طول ‏انجامد، با مقاومت تمام، حفظ و تثبیت می‏شود و این عملیات با دستاورد مطلوب خود، پاسخ مناسبی بر جنایت‏های استکبار و سر سپردگان آنها می‏گردد. هدف از اجرای این عملیات انهدام نیروهای دشمن و بیرون راندن بقایای آنان از منطقه عملیاتی میمک بود.
  • آزاده بوشهری