شهدای بوشهر

Memories of Bushir Martyrs

شهدای بوشهر

Memories of Bushir Martyrs

شهدای بوشهر

سردار جنگهای نامنظم شهید علیرضا ماهینی

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات

۱۱۸ مطلب در آبان ۱۳۹۶ ثبت شده است

۰۷
آبان

شهید مبارک جمالی

از جمله خصلت های نیکی که از برادرم به یادگار مانده و همه از آن تعریف می کنند، خوش قولی و وفای به عهد اوست. ‏یادم می آید که منزل خواهرم به علت پاره ای نواقص احتیاج به کار بنایی داشت. لذا خواهرم از برادرم خواست که او این کار را انجام بدهد.

اما ایشان از این کار امتناع ورزید و گفت: «چون قبل از شما به شخص دیگری برای انجام کار بنایی قول داده ام، باید اول کار او را انجام بدهم، بعد نوبت به شما می رسد. شما می توانید صبر کنید تا نوبتتان برسد و یا اینکه از بنای دیگری بخواهید که این کار را برای شما انجام بدهد».

وقتی که با هم سر کار می رفتیم، او معتقد بود که باید مدت زمانی بیشتر از ساعت موظفی کار، فعالیت کنیم. زیرا مدتی از وقت کار را برای صرف صبحا‏نه سپری کرده ایم، پس باید با نیم ساعت کار اضافه، مانع از ضایع شدن حق صاحب خانه شویم.

راوی: «برادر شهید مبارک جمالی»

 

برای مطالعه «خاطرات برادران شهیدان» لطفاً اینجا کلیک کنید.

 

  • آزاده بوشهری
۰۷
آبان

هواپیمای جنگی ایران

 

خاطرات خلبانان دفاع مقدس

در اولین روز مرداد ماه 1367، وقتی که ایران قطع نامه‌ی 598 را پذیرفته بود، من با چند نفر از همکاران جلوی محوطه‌ی گردان پرواز ایستاده بودیم. صدای هواپیماهای غریبه به گوشمان رسید. هر یک به نقطه‌ای در آسمان نگاه کردیم تا آنها را پیدا کنیم...

  • آزاده بوشهری
۰۷
آبان

خانم سوخی اینوخوسا گلین رهیافته مکزیکی

 

خانم «سوخی اینوخوسا گلین» تازه مسلمانی مکزیکی است که بعد از تشرف به اسلام با نام سهیلا شجره شناخته می‌شود که تحصیلات وی در مقطع مدیریت ارشد کسب و کار (MBA) از کشور مکزیک است. قبل از آشنایی با همسر ایرانی به اسلام گرویده بود و اکنون مادر چهار فرزند به نام‌های فاطمه، سعیده، مهدی و محمدعلی است....

  • آزاده بوشهری
۰۶
آبان

شهید علیرضا بهرامی


برای مطالعه «وصیتنامه شهدا» لطفاً اینجا را کلیک کنید.


  • آزاده بوشهری
۰۶
آبان

سردار شهید علیرضا ماهینی

  • آزاده بوشهری
۰۶
آبان

شهید مبارک جمالییک نفر خیر زمینی را برای احداث مسجد محل وقف کرده بود. هنوز کمترین کاری در زمینه ساخت مسجد انجام نگرفته بود و تنها یک زمین خاکی بود. ‏برادرم وقت نماز که می شد یک قطعه حصیر بر می داشت و روی زمین موقوفی مسجد می انداخت و شروع به خواندن نماز می کرد. این کار او باعث می شد تا دیگران نیز جمع شوند و بر روی همان حصیر نماز بخوانند. برادرم معتقد بود که هر چند هنوز ساختمان مسجد ساخته نشده ولی همین زمین نیز مسجد محسوب می شود.

من تا مدتی بعد از شهادت ایشان حصیری را ‏که خریده بود و برای برگزاری نماز به زمین محل ساخت مسجد می برد، با خودم به همان مکان می بردم تا مردم بر روی آن نماز بخوانند.

‏یک روز هنگام مغرب فراموش کردم حصیر را با خود به مسجد ببرم. همان شب برادرم به خوابم آمد و بهم گفت: «چرا حصیر را با خودت به مسجد نبرده بودی؟». من از خجالت سرم را پایین انداختم و هیچ جوابی برای گفتن نداشتم.

راوی: «برادر شهید مبارک جمالی»

 

برای مطالعه «خاطرات برادران شهیدان» لطفاً اینجا کلیک کنید.

 

  • آزاده بوشهری
۰۶
آبان

شهید

 

خاطرات پزشکان دفاع مقدس

زمانی که به دریاچه زریوار رفته بودیم، مجروحین زیادی می آوردند. مجروح بود که پشت مجروح می آوردند. دم در اورژانس یک سری شهید، یک سری مجروح و یک سری هم که حالشان زیاد بد نبود، کنار هم روی زمین قطار کرده بودند...

  • آزاده بوشهری
۰۶
آبان

حرم امام حسین (علیه السلام)

 

من در یک خانواده اهل تسنن به دنیا آمدم. در دوران کودکی چیزهایی زیادی راجع به اسلام از والدینم فرا گرفتم. می دانستم که مسلمان هستم، خداوند و پیامبر (صلی الله علیه و آله) و مناسک دینی را می شناختم....

  • آزاده بوشهری
۰۵
آبان

شهید عبدالرحمن بنیادی


برای مطالعه «وصیتنامه شهدا» لطفاً اینجا را کلیک کنید.


  • آزاده بوشهری
۰۵
آبان

شهید مبارک جمالیبرادرم به پدر و مادرمون بسیار احترام می گذاشت. منزل مسکونی او با منزل مسکونی پدرمان کنار هم بود. بین این دو منزل، دیوار خاصی برای جدا کردن آنها وجود نداشت و همیشه می گفت که تا وقتی زنده هستم، بین  ‏خانه خودم و پدرم دیواری نمی سازم تا همیشه صدای پدر و مادرم را بشنوم و وجود آنها را در خانه ی خودم احساس کنم.  

راوی: «خواهر شهید مبارک جمالی»

 

برای مطالعه «خاطرات خواهران شهیدان» لطفاً اینجا کلیک کنید.

 

  • آزاده بوشهری