شهدای بوشهر

Memories of Bushir Martyrs

شهدای بوشهر

Memories of Bushir Martyrs

شهدای بوشهر

سردار جنگهای نامنظم شهید علیرضا ماهینی

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات

۱۱۸ مطلب در آبان ۱۳۹۶ ثبت شده است

۱۰
آبان

حرم امام حسین (علیه السلام)

 

مرد ۴۵ ساله‌ای که البته نمی‌خواست اسمش منتشر شود، داستان مسلمان شدن خود را این گونه آغاز کرد: من یکی از تازه مسلمانان هستم. البته بیش از ۳۰ سال از ماجرای مسلمان شدنم می‌گذرد. یعنی حدودا ۱۵ ساله بودم که مسلمان شدم. نامم شاهین و پدرم کمونیست بود. مادرم لائیک مسیحی و خودم هم هیچ شناختی از اسلام نداشتم تا اینکه توسط یک شخص با اسلام آشنا شدم و آهسته آهسته به این دین مشرف شدم. چون پدرم ظاهرا مسلمان بودند و از اهل سنت، البته مذهبی که پدرم داشت نسبت به شیعیان دید خوبی وجود نداشت، به همین دلیل مسلمانها را به تمسخر می گرفتم...

  • آزاده بوشهری
۰۹
آبان

شهید عبدالرسول بیخوف


برای مطالعه «وصیتنامه شهدا» لطفاً اینجا را کلیک کنید.


  • آزاده بوشهری
۰۹
آبان

شهید مبارک جمالیقبل از این که برادرم برای اولین بار به جبهه اعزام شود، با دوستان خود چند عکس گرفته بود. ‏در یکی از روزها که در اتاق دراز کشیده بود، رفتم که یک قطعه عکس بزرگ که به تنهایی گرفته بود، از او بگیرم ولی آن عکس را بهم نداد. وقتی علت را جویا شدم، گفت: «می خواهم این عکس را برای روی قبرم نگه دارم».

‏چند روز بعد از این ماجرا، او به جبهه رفت. دو سه ماهی در جبهه بود و بعد از آن، به مرخصی آمد. برای بار دوم که به جبهه برگشت، پس از دوازده روز خبر شهادتش را از رادیو شنیدیم. من همان  قطعه عکس را برداشتم و بزرگش کردم. این عکس روز تشیع  جنازه اش جلوی تابوتش در دست مردم بود و سرانجام همان طور که دوست داشت، بر روی قبرش نصب کردیم.

قبل از شهاد‏ت برادرم، به شهید شدنش یقین داشتم. راحت تر عرض کند، حضرت امام (ره)  د‏ر عالم رؤیا هدیه ای به من داده  بودند. ‏یک شب د‏ر خواب دیدم که در حال خواندن نماز هستم. حضرت امام (ره) از سمت راست من آمدند. دست د‏ر جیبش ‏کرد و یک اسکناس به اضافه یک تکه کاغذ سفید که در آن مطلبی را نوشتند، کنار من گذاشتند و فرمودند: «این هم برای شما، برای این که بدون هدیه نرفته باشید». پس از آن حضرت امام (ره) تشریف بردند. بعد از رفتن ایشان، از بلندگویی اعلان شد که برای اعزام به جبهه، نیرو می پذیرند. من هم برای رفتن به جبهه مهیا شدم، اما نمی دانم به چه دلیلی برگشتم. 

راوی: «خواهر شهید مبارک جمالی»

 

برای مطالعه «خاطرات خواهران شهیدان» لطفاً اینجا کلیک کنید.

 

  • آزاده بوشهری
۰۹
آبان

امام حسین (ع)

 

آنچه از من خواستى، با کاروان آورده ام  

یک گلستان گل، به رسم ارمغان آورده ام

از در و دیوار عالم، فتنه می بارید و من  

بى پناهان را بدین دارالامان آورده ام

اندر ین ره، از جرس هم، بانگ یارى برنخاست  

کاروان را تا بدین جا، با فغان آورده ام

  • آزاده بوشهری
۰۹
آبان

امام حسین (علیه السلام)

 

موقعیت و شرایط امام حسین (علیه السلام) یک شرایط ویژه بود. در آن شرایط بنی امیه توانسته بود با تبلیغات مسموم چهره اسلام را واژگون و مسخ نماید. روشن است که چنین اسلامی نمی توانست هدایتگر انسانها باشد، اسلامی که اجازه می داد خلیفه آن یک انسان شرابخوار و قمار باز و... باشد، اسلامی که تبعیض نژادی و طبقاتی را می پذیرفت، اسلامی که سردمدارانش در حالت مستی بر نماز جماعت حاضر می شدند....

  • آزاده بوشهری
۰۸
آبان

شهید علی بختیاری آزاد


برای مطالعه «وصیتنامه شهدا» لطفاً اینجا را کلیک کنید.


  • آزاده بوشهری
۰۸
آبان

شهید مبارک جمالیعلی رغم همه مشکلات و خطراتی که وجود داشت، اما جمالی روحیه اش بسیار عالی و در خط مقدم بسیار راحت و آرام بود. حدوداً دوازده شبانه روز در خط مقدم بودیم. وقتی که در سنگر نشسته بودیم و گاهی اوقات ترکشی وارد سنگر می شد، به مزاح می گفت: «مگه نمی بینی این جا آدم نشسته؟ چرا خمپاره می فرستید، نمیگی شاید کسی شل و کور بشه؟».

یکی از کارهای بسیار جالب و آموزنده شهید در خط مقدم این بود که مرتباً در خاکها جست و جو می کرد و فشنگهای سالم و استفاده نشده رو جمع آوری و آنها رو با نفت کاملأ تمیز می کرد و در خشاب می گذاشت و گاهی می شد که یک خشاب را به همین نحو به طور کامل پر می کرد.

راوی: «همرزم شهید مبارک جمالی»

 

برای مطالعه «خاطرات همرزمان شهیدان» لطفاً اینجا کلیک کنید.

  • آزاده بوشهری
۰۸
آبان

کربلا
 

شمیم جان فزای کوی بابم / مرا اندر مشام جان برآید

گمانم کربلا شد عمه نزدیک / که بوی مشک و ناب و عنبر آید

به گوشم عمه از گهواره گور / در این صحرا صدای اصغر آید

حسین را ای صبا برگو که از شام / به کویت زینب غم پرور آید

ولی ای عمه دارم التماسی / قبول خاطر زارت گر آید

که چون اندر سر قبر شهیدان / تو را از گریه کام دل برآید

در این صحرا مکن منزل که ترسم / دوباره شمر دون با خنجر آید

مهار ناقه را یک دم نگهدار / که استقبال لیلا، اکبر آید

مران ای ساربان یک دم که داماد / سر راه عروس مضطر آید

کند جودی به محشر، محشر از نو / اگر در حشر ما این دفتر آید

«جودی خراسانی»

  • آزاده بوشهری
۰۸
آبان

انجیل

 

روایات ما گویای این مطلب هستند که اسامی پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)، علی، فاطمه، حسن و حسین (علیهم السلام) در زبور، تورات و انجیل آمده است. امام رضا (علیه السلام) در سفری که به بصره داشتند در مجلسی در حضور مردم و دانشمندان ادیان و مذاهب بر بالای منبر رفتند. پس از سخنان و پرسش و پاسخ، سفر (جزئى از اجزاى تورات و انجیل) اول از زبور را خواند. تا این ‌که به نام محمّد، على، فاطمه و حسنین (علیهم السلام) رسید. فرمود: «اى رأس الجالوت (بزرگ یهود و دانشمند آنان) تو را به خدا، آیا اینها در زبور داود نیست؟...

  • آزاده بوشهری
۰۷
آبان

شهید منصور بی چیز


برای مطالعه «وصیتنامه شهدا» لطفاً اینجا را کلیک کنید.



  • آزاده بوشهری