شهدای بوشهر

Memories of Bushir Martyrs

شهدای بوشهر

Memories of Bushir Martyrs

شهدای بوشهر

سردار جنگهای نامنظم شهید علیرضا ماهینی

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات

۱۱۸ مطلب در آبان ۱۳۹۶ ثبت شده است

۱۲
آبان

امام زمان (عج)

 

نشسته ام سر ره تا که یار باز آید / خزان شدم که دوباره بهار باز آید

ستاره های شب تیرگی نوید آرند / که ماه مردم چشم انتظار باز آید

به لاله های ز خون شسته می خورم سوگند / که باغبان سوی این لاله زار باز آید

کویر تشنه شد این بوستان و منتظر است / که ابر رحمت پروردگار باز آید

چو نخل خشک گرفتم هزار دست دعا / کز آن بهار مرا برگ و بار باز آید

به اشک مخفی شب زنده دارها سوگند / که صبح خیزد و آن روزگار باز آید

بسان سایه شدم گوشه گیر و منتظرم / که آفتاب من از کوهسار باز آید

ز خون دل همه شب دیده را نگار کنم / مگر به خانه خود آن نگار باز آید

قرار داده ام از دست و می دهم جان هم / اگر قرار دل بی قرار باز آید

از آن نباخته ام جان ز دوریش که میاد / به زحمت افتد و سوی مزار باز آید

ز اشک چشمه چشمم از آن سبب خشکید / که خون بدامن این جویبار باز آید

به سوی کلبه یعقوب مژده بر میثم / که روشنایی آن چشم تار باز آید

«سازگار»

 

برای مطالعه مطالب «اشعار مهدوی» لطفاً اینجا را کلیک کنید.

  • آزاده بوشهری
۱۲
آبان

امام زمان (عج)

 

با توجه به آیات و روایات گوناگون، اصل این موضوع پذیرفته است که هر چه دعا بیشتر و خالصانه‌تر باشد، ممکن است در زمان زودتری مورد اجابت قرار گیرد. در تفسیر عیّاشى (به نقل از فضل بن ابی قرّه) چنین آمده است: امام صادق (علیه السلام) فرمود: «خداوند به ابراهیم وحى کرد که به زودى، فرزندى برایت به دنیا می‌آید. آن ‌را به ساره گفت و ساره پاسخ داد: «من با این کهنسالى، بچّه می‌زایم؟». خداوند به ابراهیم وحى فرستاد که ساره به زودى بچّه‌دار می‌شود؛ امّا چون در سخنم تردید نمود، نوادگانش چهارصد سال به سختى دچار خواهند شد»....

  • آزاده بوشهری
۱۱
آبان

شهید علیرضا ماهینی

  • آزاده بوشهری
۱۱
آبان

هلیکوپتر عراقی

 

خاطرات دفاع مقدس

هلی کوپتر عراقی کمی دورتر از ما به زمین نشست و سربازان بعثی نیروهای ما را که حالا اسیر شده بودند، سوار هلی کوپتر می کردند. من مجروح روی زمین افتاده بودم، درد جانکاهی داشتم. تصمیم گرفتم خود را به هر زحمتی شده به هلی کوپتر برسانم تا از این درد نجات پیدا کنم هر چند که درد اسارت درد سختی است...

  • آزاده بوشهری
۱۱
آبان

حرم امام حسین (علیه السلام)

 

از آن ساعت که خود را ناگزیر از تو جدا کردم

تو بر نی بودی و دیدی چه ها دیدم، چه ها کردم

گمان بر ماندن و قبر تو را دیدن نمی ‌بُردم

ولی فیض زیارت را تمنا از خدا کردم

  • آزاده بوشهری
۱۱
آبان

مرزنا گرالسکا

 

«مرزنا گرالسکا» (Marzena Goralska) بانوی لهستانی در یک خانواده مسیحی به دنیا آمد. در نوجوانی راجع به اعتقادات مسیحی تردید می کند چون برای مسائلی مانند تثلیث جواب عقلانی پیدا نمی کند...

  • آزاده بوشهری
۱۰
آبان

شهید حیدر بردستانی


برای مطالعه «وصیتنامه شهدا» لطفاً اینجا کلیک کنید.



  • آزاده بوشهری
۱۰
آبان

شهید مبارک جمالییک روز صبح برادرم به منزل ما آمد. به او گفتم: «چرا امروز سر کار نرفتی؟». گفت: « شکمم درد می کنه، نمی تونم کار کنم». بهش گفتم: «خوب حالا کجا می خوای بری؟». گفت: «می خوام برم بوشهر»، بعد راه افتاد و رفت. ‏ما هر چه منتظر آمدنش شدیم، خبری نشد. تا این که حوالی ساعت یک یا دو بعد از ظهر، یکی از نزدیکان به منزل برادرم آمد و کیفی را که حاوی لباسهایش بود، بهم داد.

به او گفتم: «پس مبارک کجاست؟». در پاسخم گفت: «امروز نیروها از بوشهر داشتند به جبهه اعزام می شدند، ‏مبارک را هم آن جا دیدم. حال خوبی نداشت، به او گفتم بیا تا پیش دکتر برویم، اما او جواب داد: «می خوام پیش دکتر بزرگ (خدا) بروم». بعد یک دست لباس بسیجی گرفت و پوشید و این لباس های شخصی اش است که خدمت شما آورده ام.

راوی: «خواهر شهید مبارک جمالی»

 

برای مطالعه «خاطرات خواهران شهیدان» لطفاً اینجا کلیک کنید.

 

  • آزاده بوشهری
۱۰
آبان

عملیات محرم

 

این عملیات که از نوع عملیات‌های محدود بود، در ۱۰ آبان ۱۳۶۱ با رمز یا زینب (سلام الله علیها) و به فرماندهی سردار حسن باقری آغاز شد و به مدت یک هفته به ‌طول انجامید. مرحله نخست این عملیات در ساعت ۲۲:۰۸ روز ۱۰ آبان ۱۳۶۱ آغاز شد و نیروهای ایرانی توانستند در کمتر از نیم ساعت شماری از نیروهای عراقی را به اسارت در آورده و در محور دیگر نیز نیروهای دشمن به استعداد یک تیپ را به محاصره در آورده و بیشتر آنها را اسیر کنند....

  • آزاده بوشهری
۱۰
آبان

حضرت رقیه (سلام الله علیها)

 

اربعین آمد دلم را غم گرفت / بهر زینب عالمی ماتم گرفت

سوز اهل آسمان آید به گوش / ناله ی صاحب زمان آید به گوش

جان اهل بیت عصمت بر لب است / کاروان سالار آنها زینب است

جمله مستان سوی ساقی آمدند / مست مست از جام باقی آمدند

  • آزاده بوشهری