
خاطرات خلبانان دفاع مقدس
روزهای آخر فروردین ماه 1367 بود، من جزء خلبانان مأمور در قرارگاه رعد واقع در پایگاه امیدیه بودم. نیروهای ایرانی مستقر در منطقه فاو دستور عقب نشینی و خروج از فاو را دریافت کرده و در حال عقب نشینی بودند....
خاطرات خلبانان دفاع مقدس
روزهای آخر فروردین ماه 1367 بود، من جزء خلبانان مأمور در قرارگاه رعد واقع در پایگاه امیدیه بودم. نیروهای ایرانی مستقر در منطقه فاو دستور عقب نشینی و خروج از فاو را دریافت کرده و در حال عقب نشینی بودند....
خاطرات خلبانان دفاع مقدس
دشمن بعثی به علت درماندگی و برای تحت فشار قرار دادن دولت ایران بارها مقررات بینالمللی را زیر پا گذاشت. هدف قرار دادن هواپیمای حامل نمایندگان مجلس، بمباران شهرها، حمله به نفتکشها و کشتیهای حامل کالا و مواد غذایی به مقصد ایران از این جملهاند....
خاطرات خلبانان دفاع مقدس
هر دو بعد از گرفتن تجهیزات لازم به کنار هواپیما رسیدیم. پس از بازرسیهای لازم، از پلکان هواپیما بالا رفتیم و درون کابین قرار گرفتیم. موتورها را یکی پس از دیگری روشن و آلات دقیق (نشان دهندهها) و سطوح کنترل هواپیما را بررسی کردیم، اشکالی مشاهده نشد....
خاطرات خلبانان دفاع مقدس
قرار بود مواضع نیروهای عراق را در منطقهی کوشک طلاییه بمباران کنیم. سروان محمدرضا شاهی شماره یک و من شماره دو بودم...
خاطرات خلبانان دفاع مقدس
ماه اول جنگ بود، به عنوان شماره دو در معیت سروان اصغر میلانی از پایگاه هوایی دزفول به پرواز درآمدیم. تاکتیک انتخاب شده بمباران با شیرجهی 45 درجه بود....
خاطرات خلبانان دفاع مقدس
طرح حمله به مناطقی از خاک دشمن، بلافاصله در اتاق جنگ پایگاه ششم شکاری بوشهر مورد بررسی قرار گرفت در این مرحله بود که ضربه ناشی از کودتای نوژه عمیقا حس شد...
خاطرات خلبانان دفاع مقدس
اواسط تیرماه 1360 به پایگاه تبریز ابلاغ شد ماموریتی برای انهدام نیروگاه برق سد دوکان عراق انجام شود. قرعه به نام سروان نصرالله عرفانی و من افتاد....
خاطرات خلبانان دفاع مقدس
11 بهمن ماه 1365 همراه جعفر بهادران در پی به صدا درآمدن آژیر اسکرامبل در پایگاه بوشهر، با سرعت هواپیما را روشن کرده و بعد از خزش به ابتدای باند، بلند شدیم...
خاطرات خلبانان دفاع مقدس
اول مرداد ماه 1362 در کابین عقب سروان شهرام رستمی از پایگاه هوایی شیراز به منظور گشت زنی و پوشش هوایی منطقه بندر ماهشهر بلند شدیم. تقریبا حوالی کازرون افسر کنترلر رادار بوشهر با هیجان اعلام کرد یک فروند هواپیمای بلند پرواز میگ – 25 در ارتفاع 75000 پا و سرعت 2/5 برابر صوت در حال پرواز به سمت تهران است.
خاطرات خلبانان دفاع مقدس
اوایل جنگ تا رسیدن نیروهای زمینی و انسجام آنها با عملیاتهای مختلف پروازی، پیشروی نیروهای عراق به ویژه یگانهای زرهی را کند کردیم.
یکی از این مأموریتها انهدام پلی برای قطع خطوط مواصلاتی دشمن بود. از آن جا که ظاهراً نزد مسئولان انهدام پل از اهمیت خاصی برخوردار بود، قرار شد آن را بمباران لیزری کنیم. این شیوه معمولاً برای محلهایی که پدافند قابل توجه ندارند به کار میرود. اما ما مجبور بودیم دستور را اجرا کنیم.
یک فروند اف 4 دی به خلبانی ارسلان مرادی و کابین عقبش، مجید علیدادی، وظیفهی لیز کردن را بر عهده داشتند. برای این کار باید در ارتفاع پنج هزار پا دور هدف گردش کرده و با نشانه روی لیزری که کابین عقب انجام میداد، یک قیف مجازی لیزر میساختند تا سایر هواپیماها بمبهایشان را در این قیف لیزری رها کنند. در این صورت بمبها دقیقاً به پل اصابت و آن را نابود میکرد.
با توجه به پدافند آماده و قوی دشمن، این هواپیما هدف قرار گرفته شد و خلبانان مجبور به ترک اضطراری آن شدند. صندلی علیدادی عمل کرد، اما مرادی که صندلیاش پرتاپ نشد، مجبور شد به عنوان اولین و آخرین خلبان شکاری فانتوم با باز کردن همهی اتصالات خود از صندلی پران، به جز چتر نجات، از هواپیما بیرون بپرد. البته به شکلی معجزه آسا به رغم صدماتی که متحمل شده بود از سانحه جان سالم به در برد.
راوی: «اصغر باقری»
برای مطالعه خاطرات «خلبانان» لطفاً اینجا را کلیک کنید.